تبليغاتX
آذری زبانهای حامی کروبی

آذری زبانهای حامی کروبی

مومن کسی است که حرف و عملش یکیست

با کمال احترام به مهندس موسوی عزیز
سوال می کنم:
1- 20 سال گذشته کجا بودند؟
2- دوران 8 ساله اصلاحات چه واکنشی به فریاد زیر چکمه اصلاح طلبان از خود نشان دادند؟ اگر ممنوع التصویر بودند زبان که داشتند و قلم هم در دست. آیا به عنوان یک نقاش هنرمند، تصویری کوچک از توفیق یا عدم توفیق اصلاحات کشیدند؟
3- بازگشت به ارزشها با کدام اصل انقلاب پس از سی سال همخوانی دارد؟ آیا تمام تلاش احمدی نژاد تحت این شعار نبوده است؟
4- دخالت دولت در امور اقتصادی به عنوان باور ایشان در هزاره سوم چه معنایی دارد؟
5 - چرا در 4 سال پیش که دهها پیغام و پسغام از طرف اصلاح طلبان برایشان ارسال شد تشریف نیاوردند؟ و اصولا چرا در این بحبوحه و با حضور کروبی وارد گود شدند؟
6- آیا این تیم کاری متناسب با اصلاحات است؟ با کدام تشکیلات و یا حزب و گروه دولت آینده را تشکیل خواهند داد؟
7- نظر ایشان در مورد عالیجناب سرخپوش چیست؟
8- در مورد اصل 44 (خصوصی سازی) چه نظری دارند؟
9- آیا دخالت دولت در امور اقتصادی به عنوان یکی از برنامه های ایشان مغایر با اصل 44 نیست؟
10- چه پاسخی در برابر واکنش خود مقابل ایران ایران جوانان و ارزشها، اسلام و ایران خود دارند؟
شما را بخدا برنامه های ایشان و تیم کاری را با شیخ اصلاحات مقایسه کنید:
اصلاح طلب واقعی کیست؟
ضمنا از حامی ایشان آقای خاتمی هم بپرسید:
1- آیا کاهش سهم ما از دریای خزر از 50 درصد به 11 درصد در دوران حاکمیت ایشان معقول بود؟
2- در برابر تسریع در روند صدور دختران ایرانی به شیخ نشینهای عرب در دوران زمامت ایشان چه موضعی دارند؟
3- دلیل عدم واکنش مناسب به اسارت حامی اصلی خود (کرباسچی) در زمان اصلاحات چه بود؟
به عنوان یک نفر دوم خردادی انتظار دارم در برابر این پرسشها مطالعات بیشتری کنید.
زنده باد اصلاحات
پاینده ایران

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت9:57توسط شورای نویسندگان | |


توسعه و پيشرفت کشور با بسترسازي مناسب براي حضور موثر و سرنوشت‌ساز جوانان و دانشجويان امکانپذير خواهد بودو با بررسي انتقادي تجربيات گذشته و براي تغيير در وضع موجود ، دولت دهم در آغاز دهه پيشرفت و عدالت مي‌بايد برنامه‌هايي را در دستور کار قرار دهد تا ضمن زمينه‌سازي براي شکوفايي استعدادها و پاسخ به مطالبات بحق جوانان و دانشجويان، از توانمندي و سرمايه ارزشمند ايشان به‌عنوان فرصتي براي توسعه انساني پايدار و افزايش قدرت ملي بهره مند شود و بتواند تنگ‌نظري‌ها و مواجه امنيتي ساليان اخير را خصوصا در حوزه‌هاي دانشجويي تغيير داده و از سيطره نگاه امنيتي بر تصميمات فرهنگي و سياسي دانشگاه‌ها و تعطيلي و انحلال تشکل‌هاي دانشجويي و ستاره‌دار کردن و صدور احکام شديد تنبيهي و انظباطي دانشجويان جلوگيري كرده و برخوردهاي خشن در حوزه مسائل اجتماعي جوانان و سياست مدنيت‌زدايي دولت نهم در برخورد غيرقانوني و سليقه‌اي با سازمان‌هاي مردم نهاد و تشکل‌هاي غيردولتي جوانان را اصلاح كند و با ارائه راهبردهاي مشخص بر اساس انديشه‌هاي والاي حضرت امام(ره)، قانون اساسي و چشم‌انداز 20ساله جمهوري اسلامي ايران برنامه‌هاي عملياتي خود را در دو حوزه جوانان و دانشجويان طراحي كند:
بخش اول) نشاط فرهنگي، اجتماعي و مدني جوانان:
1- به‌رسميت شناختن تفريح و شادي جوانان در حوزه‌هاي متنوع فرهنگي و اجتماعي و دفاع از حريم خصوصي ايشان
2- بسترسازي براي توانمندسازي سازمان‌هاي جامعه مدني جوانان و تقويت بخش شهروندي و شكل‌گيري مجلس ملي جوانان
3- مقابله هوشمندانه و نرم با چالش‌ها، ناهنجاري‌ها و آسيب‌هاي اجتماعي و تقويت نقش و نهاد خانواده
4- افزايش حس مسووليت‌پذيري و وطن‌خواهي بر پايه باورهاي ديني
5- برقراري تعامل انتقادي و سازنده ميان جوانان و حاکميت
6- ارائه مجوز و امکانات براي رشد و شکوفايي گروه‌هاي فرهنگي و هنري جوانان و جلوگيري از زيرزميني شدن و هدر رفتن استعدادهاي ايشان
7- برقراري معافيت مالياتي براي جوانان حقوق‌بگير به‌مدت حداقل 5 سال پس از ازدواج

بخش دوم) نشاط علمي، سياسي و رفاهي- صنفي دانشجويان:
8- ارائه بخش اعظم ( بيش از 70درصد) هزينه تحصيلي دانشجويان دانشگاه آزاد و هزينه جاري دانشجويان دانشگاه‌هاي دولتي از طريق برقراري بيمه تحصيلي
9- توجه به امر پژوهش و تحقيق در کنار آموزش خصوصا در مورد مسائل مبتلا به جامعه
10-نهادينه ساختن فضاي آزاد علمي و آکادميک براي افزايش نظريه‌پردازي و توليد علم
11- به‌رسميت شناختن استقلال تشکل‌هاي دانشجويي و شوراهاي صنفي و توسعه فعاليت‌هاي سياسي و فرهنگي دانشگاه‌ها
12- پاسخگويي به مطالبات صنفي و رفاهي دانشجويان
13- تلاش جهت رفع تبعيض آموزشي و حذف گزينش(ستاره‌دار شدن) و سهميه‌بندي سياسي براي ادامه تحصيل
14- حمايت مالي از پايان‌نامه‌هاي کارشناسي ارشد و دکتري
15 - اختصاص بخشي از بودجه تحقيقاتي دستگاه‌هاي دولتي به دانشجويان ارشد و دکتراي براي انجام تحقيق و پژوهش
16- اجرايي كردن آيين‌نامه پرداخت حقوق به دانشجويان دکتراي
17- بسترسازي براي ايجاد شهرک‌هاي دانشجويي و ارائه خدمات رفاهي به دانشجويان اعم از دولتي يا آزاد با نرخ‌هاي مناسب.
18- امکان ارائه فرصت مطالعاتي به دانشجويان دکتراي و ارائه بخشي از هزينه‌هاي ايشان.
19- ارائه تخفيف ويژه به دانشجويان براي بهره‌مندي از اطلاعات و اينترنت
20- تسهيل ارائه مجوز به دانشجويان جهت خروج از کشور و ايجاد زمينه براي اشتغال فارغ‌التحصيلان در خارج

+نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت10:22توسط شورای نویسندگان | |

کشفی تازه در دیوان حافظ - عبدالکریم سروش

دیشب دوست حافظ شناسم تلفن زد و خبری بهجت اثر داد. گفت هدیه ای گرانبها برایت دارم: در یکی ازنسخه های کهن دیوان حافظ غزل تازه ای پیدا کردم که بسیار خواندنی و شنیدنی است و انگاه فکس مرا گرفت و عکس غزل را فرستاد. و اینک آن غزل:

برو به کار خود ای «کاتب» این چه فریاد است
مرا فتاده دل از کف، تو را چه افتاده است
چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
سروش عالم غیبم چه مژده ها داده است
که ای بلند نظر شاه باز سدره نشین
« چه غم ز طعنه محمود دولت آباد است»
«بخوان به دولت محمود و اختر مسعود
سرود عشق، که از هفت دولت آزاد است»
حسد چه می بری ای «سست نثر» بر حافظ
قبول خاطر و لطف سخن، خداداد است
( توضیح: کلمات و جملاتی که در میان گیومه آمده در نسخه های چاپی حافظ دیده نمی شود.)

به جستجو برآمدم که قصه چیست و محمود دولت آباد کیست. خبر اوردند خفته ای است در غاری نزدیک دولت آباد که پس از سی سال ناگهان بی خواب شده و دست و رو نشسته به پشت میز خطابه پرتاب شده و به حیا و ادب پشت کرده و صدا درشت کرده و با «سخافت و شناعت» از معلمی به نام عبدالکریم سروش سخن رانده و او را «شیخ انقلاب فرهنگی» خوانده و دروغ در دغل کرده و متکبرانه با حق جدل کرده است. و این همه عقده گشایی و ناخجستگی در مجلسی به نام و حمایت از مهندس موسوی که درپی پوشیدن قبای خجسته صدارت است.

گزافه و یاوه بسیار شنیده بودم اما این گاف های گزاف واقعا نوبر بود. از جنسی دیگر بود. از هیچکس چندان نرنجیدم که از میرحسین. آخر او می توانست به این خفته پریشان گو بیاموزد که انقلاب فرهنگی را ( برای بستن دانشگاه ها) دانشجویان به راه انداختند و نه سروش. و ستاد انقلاب فرهنگی را ( برای گشودن دانشگاه ها) امام خمینی بنیان نهاد، نه سروش. و لذا آن «شناعت و سخافت و تقلید مضحک» (به زعم او) کار دیگری بود نه سروش. و ستاد انقلاب فرهنگی هفت عضو داشت (و اینک 30 عضو) نه فقط یک عضو و آن هم سروش. و آقای میرحسین موسوی، از سی سال پیش عضو ستاد انقلاب فرهنگی بود و امروز عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، نه سروش که 26 سال پیش استعفا داد ( و تنها عضو مستعفی ستاد بود). ستاد انقلاب فرهنگی همه گونه شیخی داشت جز سروش، که نه روحانی بود و نه کهنسال و نه کهنه کار سیاسی. از دکتر شریعتمداری گرفته ( متولد 1302) که شیخوخیت سنی داشت تا احمدی و باهنر و مهدوی کنی و جلال الدین فارسی و حسن حبیبی (متولدان 1312) که مشایخ درجه دوم بودند. ه سروش که متولد 1324 بود و جوان ترین عضو ستاد. و آوازه اجتماعی و شیخوخیت سیاسی هم با آن مشایخ بود نه سروش، که تازه از گرد راه رسیده بود و به حکم امام برای خدمت به فرهنگ، در ان ستاد بدون ستاندن قرانی مزد، شبانه روزعرق شرافت می ریخت. و شیخ روحانی ستاد هم حجت الاسلام باهنر و مهدوی و املشی و احمدی و خوشوقت بودند نه سروش. و باری اگر ستاد انقلاب فرهنگی شیخی داشت این شیخ کسی جز شخص شخیص مهندس میرحسین موسوی نبود که پاره ای از جلسات ستاد در دفتر نخست وزیری و زیر اشراف و صدارت او برپا می شد. و علاوه بر میرحسین، خاتمی و احمدی و شریعتمداری و صادق واعظ زاده و ... در آن حضور داشتند و گواهان این امرند. و باری شیخ ستاد بودن نه حسن است، نه عیب. آنکه عیب است دروغ زنی و دریوزگی و چاپلوسی کردن و سابقه استالینی داشتن و فرصت طلبانه ژست آزادی خواهی گرفتن است. تعجب من این است که چرا مهندس موسوی پرده از این راز ساده بر نمی دارد و نقش خود در ستاد انقلاب فرهنگی و نظر خود را درباره آن نمی گوید تا پریشان گویان، بیش از این سم پاشی و فحاشی نکنند.

نیز خوب بود مهندس موسوی به آن خفته پریشان گو آموزش و هوشیاری می داد که وقتی امروز در تلویزیون می گویند وزارت ارشاد به آیین نامه انقلاب فرهنگی عمل می کند (که به گمان وی غیرقانونی است) و سانسور کتاب می کند، این آیین نامه دست پخت همین شورای انقلاب فرهنگی است که اینک برپا است و میرحسین و حداد و داوری و کچوئیان و رحیم پور ازغدی و... اعضای آنند. نه دست پخت ستاد انقلاب فرهنگی که 26 سال است دار فانی را وداع کرده و استخوانش را خاک خورده است. و اگر آن پریشان گوی بی خبر، شکوه ای از ارشادیان دارد به مهندس موسوی شکایت کند که آیین نامه برایشان تنظیم کرده است نه سروش که خود قربانی آن آیین نامه ها است و کتابهایش در ارشاد غمباد کرده است.

حالا بنگرید خفته در غاری که فرق انقلاب فرهنگی و ستاد انقلاب فرهنگی و شورای انقلاب فرهنگی را نمی داند و اعضایشان را نمی شناسد و از کارهاشان خبر ندارد و دیروز و امروز را به هم می بافد و زمان را در می نوردد و دروغ بر دروغ می انبارد و جهل بر جهل می تند، چون ماموری نامعذور به امید پاداشی موعود حمله بر معلمی یک قبا می آورد که از دیدگاه استالینی، جز استقلال رای و مسلمانی و دموکراسی خواهی ( و لابد عدم حمایت از میرحسین موسوی) جرمی و خطیئه ای ندارد. و حتی نزاکت و ادب مقام را نگاه نمی دارد و به میزبان خود که همان شیخ انقلاب فرهنگی است توهین می کند و اینقدر نمی داند که این میزبان که دولت آبادی به حمایت و ترویج اش برخاسته، 30 سال است که عضو آن ستاد و شورا بوده است و امضا کننده همان ایین نامه های « غیر قانونی» است که وی از آنها می خروشد و می گریزد و پیرو و مرید و مقلد و فدایی همان امامی است که بنیانگذار انقلاب فرهنگی است و «مقلد مضحک همان شناعت و سخافتی» است که دولت آبادی زبان خود را به لوث کلماتش می آلاید. باری از بانیان ان جلسه جناحی و ستادی و انتخاباتی، و در صدر همه از آقای میرحسین موسوی نیز باید سپاسگزاری کرد که حق خادمان فرهنگ را چنین می گزارند و به تاوان داشتن رایی مستقل و مشروع، آنان را پیش گلادیاتورها می افکنند و پوست و پوستینشان را می کنند و هلهله کنان قصه اش را بر سر بازار و برزن می گویند و در رسانه های خبری خود می آورند. اما مباد از یاد ببرند که ناقدان را خوراک درندگان کردن، تصویر موحشی است که هیچگاه از یاد جوانان این دیار نخواهد رفت، شاید آبی به آسیاب آرا بریزد اما آبرویی تحصیل نخواهد کرد.

مرا هرآینه خاموش بودن اولی تر
که جهل پیش خردمند، عذر نادان است
و ما ابری نفسی و ما ازکیها
که هرچه نقل کنند از بشر در امکان است
مریلند
اردیبهشت 1388

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت8:34توسط شورای نویسندگان | |

 

در جلسه پرسش و پاسخ مهدی کروبی با دانشجویان دانشگاه ایلام با اخلالگری یکی از هواداران دولت به تنش کشیده شد. به گزارش خبرنگار اعزامی سحام نیوز، مهدی کروبی کاندیدای دهمین دوره ریاست جمهوری که ساعتی پیش و به دعوت مجمع دانشجویان خط امام در دانشگاه ایلام حاضر شده بود، با سخنرانی اش با تنش و اخلالگری حامیان دولت مواجه و ناتمام ماند. یکی از دانشجویان منتصب به گروه های اصولگرای دانشگاه ایلام، در خلال سخنرانی کروبی تقاضای طرح پرسش کرد و هنگامی که با مخالفت مجری مراسم مواجه شد، خود را به پشت تریبون رساند و با طرح سوالات و سخنانی تنش آلود، فضای سخنرانی را برهم زد.

 این دانشجو در سخنان خود معتقد بود که مقام معظم رهبری طی سخنانی متفاوت حامی دولت نهم است و منتقدان دولت و کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری نباید به نحوه عملکرد دولت بپردازند.
وی همچنین با ادعای برخی مطالب موهون اقدام به ایجاد تشنج در سان مراسم کرد. مهدی کروبی نیز در پاسخ گفت: این سوال نبود بلکه یک بیانیه بود. در ادامه و با اجرای این دانشجو در طرح سوالات تازه اتهامات جدید و ادامه سخنانش بیش از وقت تعیین شده، وی با دانشجویان برگزار کننده درگیر شد که این امر موجب شد تا فضای جلسه به هم بریزد و دانشجویان علیه یکدیگر به سر دادن شعارهایی تند بپردازند. این دانشجو پس از اینکه به پایین سن هدایت شد، باز هم با ایجاد درگیری فیزیکی با دانشجویان پرداخت که این امر باعث برهم خوردن جلسه پرسش و پاسخ شد.  

+نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت17:8توسط شورای نویسندگان | |


آیت الله مهدوی کنی، دبیر کل جامعه روحانیت مبارز در جلسه درس اخلاق خود از این گونه مواضع و نوشته های شریعتمداری ابراز ناخشنودی کرده و ناراحتی شدید خود را اعلام می کند.

نوشته جنجالی کیهان درباره مهدی کروبی اعتراض دوباره بزرگان روحانیت را به دنبال داشت.  به گزارش جهان، مطلب ستون گفت و شنود کیهان که زمینه نگارش نامه انتقادی کروبی از شریعتمداری را به همراه داشت موجب شد تا آیت الله مهدوی کنی، دبیر کل جامعه روحانیت مبارز در جلسه درس اخلاق خود، از این گونه مواضع و نوشته های شریعتمداری ابراز ناخشنودی کرده و ناراحتی شدید خود را اعلام کند. عمده گلایه و دلخوری آیت الله مهدوی کنی در زمینه زیر سوال رفتن شان روحانیت و خدمات مسئولان و بزرگان انقلاب بوده است.
گفتنی است که پس از انتشار یادداشتی در کیهان که طی آن از ترور خاتمی خبر داده شده بود،آیت الله مهدوی کنی در سخنانی در جمع اعضای جامعه روحانیت مبارز ضمن انتقاد به نوشته کیهان به حسین شریعتمداری اعتراض کرده بود.

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت12:2توسط شورای نویسندگان | |

مهدی کروبی کاندیدای دهمین دور از انتخابات ریاست جمهوری پیش از ظهر امروز به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر در برنامه" قسم به اسم آزادی" شرکت نمود و در جمع پر شور صدها دانشجو به سخنرانی پرداخت و پاسخگوی سوالات دانشجویان شد.

به گزارش سلام ، کروبی در ابتدای سخنان خود از ابراز احساست دانشجویان و مردم خونگرم استان بوشهر قدر دانی کرد و با گرامی داشت روز کارگر گفت: روز کارگر روز تلاش است و امام (ره) بهترین و بزرگترین تعبیر ها را برای این قشر زحمت کش به کار برد. کارگران چه قبل از انقلاب در ماجرای تحصن ها و چه بعد از انقلاب در مبارزه با گروهک ها و یا باحضور در جبهه های جنگ همواره از عزت کشور و نظام جمهوری اسلامی ایران دفاع کردند.

شیخ اصلاحات در ادامه به مشکلات کارگران اشاره کرد و گفت: متأسفانه کارگران مشکلات زیادی دارند که امیدواریم با برنامه ریزی دقیق این مشکلات را حل کنیم.

دبیر کل حزب اعتماد ملی در ادامه سخنان خود در جمع دانشجویان بوشهری به روز پرستار نیز اشاره کرد و نقش موثر آنان در دفاع مقدس را مورد تجلیل و ستایش قرار داد.

رئیس مجلس ششم مردمان بوشهر را خونگرم و صبور دانست و با بیان اینکه بوشهر کانون فداکاری است اظهار داشت: بزرگمردی چون رئیس علی دلواری همراه با مردمان وطن دوست این دیار در جنگ نابرابر انگلیس ها را به زاند در آوردند.  ادامه....

 

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت11:51توسط شورای نویسندگان | |

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت11:41توسط شورای نویسندگان | |

s

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت11:35توسط شورای نویسندگان | |

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت11:31توسط شورای نویسندگان | |

روزنامه اعتماد ملی- شنبه 12 اردیبهشت 88

بسم‌الله الرحمن الرحيم
و قل اعوذبك من همزات الشياطين(مومنون، 97 )
آقاي حسين شريعتمداري
مديرمسوول روزنامه كيهان
سلام عليكم

طبق عادت مالوف و سنت مسبوق آن جريده، در روزنامه روز چهارشنبه نهم ارديبهشت ماه 1388 با نگارش دو متن مستقل اما مرتبط، یكي به زبان لودگي و ديگري به زبان امنيتي اين بار عليه اينجانب مهدي كروبي به تهمت و هتك حرمت روي آورده‌ايد و دوستان و ياران مرا هم بي نصيب نساخته‌ايد، بلكه در پرده دري، درهاي تازه گشوده‌ايد و همگان را نه در مقام روزنامه نويس كه در جايگاه يك مقام امنيتي به وابستگي به رژيم صهيونيستي متهم كرده‌ايد. وا اسفا كه در جمهوري اسلامي، اين نظام برآمده از خون شهدا، قلم به دست كسي افتاده كه در جايگاه نمايندگي رهبري در معظم ترين موسسه مطبوعاتي حكومتي نه تنها از مشي رهبري پيروي نميكند بلكه با سوءاستفاده از موقعيت شغلي خويش و جايگاهي كه در مقام بهره مندي از اموال عمومي دارد بنگاه دروغ پراكني راه انداخته و پس از عمري در پوستين خلق افتادن و نقش پراوداي ايراني را بازي كردن و هتك حرمت مراجع عظام تقليد و روشنفكران برجسته ديني و مديران خادم ملت اكنون به سراغ فردي آمده كه هرگز داعي دفاع از خويش نداشته و همواره كوشش كرده آبروي ريخته شده افراد و حق ناحق شده اشخاص را با وساطت و ميانجيگري و ميانداري و ميانه روي و ريش سفيدي به آنان بازگرداند و همواره با اين روش از جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي و راه امام پاسداري كرده است. اكنون اما نوبت به خود من رسيده است كه از عنايات و كنايات كيهان بي بهره نمانم و بدانم كه اين بنگاه دروغ پراكني از تحريف مواضع مهدي كروبي نا اميد شده به توهين روي آورده است. 

بارها از تحريف كيهان در عبارات و كلمات منسوب به خويش گذشت كردم چرا كه تيغ كيهان در دريدن اعتماد مردم به اصلاح طلبان را كندتر از آن ديدم كه نيازي به در افتادن با كيهان باشد اما اكنون كه حد گذرانده ايد و از آن بدتر افزون بر من، يارانم را نيز متهم ساخته ايد چاره‌اي جز آن نديدم كه با شخص شما يك بار براي هميشه سخن بگويم و حجت تمام كنم تا بدانيد كه اين بار نه با سعيدي سيرجاني كه با مهدي كروبي سخن ميگوييد كه كارنامه نيم قرن مبارزه سياسي او و پدرش و خانواده‌اش در راه انقلاب و نظام روشن است. البته ميدانم كه در اين ديار از سعيدي سيرجاني تا دوست حضرتعالي سعيد امامي همه از هر نوع بشر در معرض نيش قلم و قرباني بهتان شما هستند. سخن گفتن از خويش در فرهنگ عرفاني و اخلاقي ايرانيان مذموم است اما اسوه ما امام علي(ع) است كه در زمانه نامرداني مي‌زيست كه العياذبالله اسلام و ايمان و نماز او را زير سوال بردند و آن امام شرمسار از عصري شد كه در آن او را با معاويه بن ابي سفيان قياس ميكردند. پس به فرياد درآمد و از سابقه خود در اسلام و ياري پيامبر اسلام و جنگاوري در جبهه حق گفت. امروز هم همان روز است كه افرادي چون شما با بي انصافي تمام سوابق فرزندان ايران و ياران امام را زير سوال ميبريد و كسي را ياراي هماوردي با شما نيست كه اگر هست چون شمشير علي در نيام و چون زبان آن حضرت در كام است. من اما زبان در كام نميگيرم و از ياد نميبرم جفايي كه شما در حق مراجع محترم تقليد و روشنفكران مسلمان و حتي دگرانديشان كرده‌ايد. كيست كه سابقه و رابطه مرا با برخي از فقها و مجتهدين نداند و از اين واقعيت غافل باشد كه در مرزبندي با آن بزرگان و ترجيح امام عزيز بر آن علما از سابقون بودم؛ اما آيا اين مجوزي است كه بر هتك حرمت ايشان از سوي كيهان سكوت كنم؟ كيست كه فاصله مرا (به خصوص در سالهاي آغاز تاسيس جمهوري اسلامي) با برخي از روشنفكران ملي و مذهبي نداند و به ياد نياورد كه در ترجيح خط امام بر خطها و جناح‌هاي ديگر لحظه‌اي ترديد نداشتم؛ اما آيا اين دليلي است كه بر هتك حيثيت بزرگاني چون مرحوم مهندس بازرگان – كه در تدين او شكي نبود – چشم ببندم؟ آيا مكتب همان امام و ميراث همان اسلام نبايد سبب شود كه اين همه ظلم و جفا را ناديده نگيريم وقتي كه مديران كيهان همسو با تهيه كنندگان برنامه هايي چون هويت به نويسندگان و روشنفكران اين سرزمين چون مرحوم دكتر عبدالحسين زرينكوب و مرحوم دكتر عباس زرياب خويي توهين ميكردند؟ آيا امروز همان كلام اميرمومنان نبايد سرلوحه ما باشد كه اگر مسلماني از خبر تعرض به زني يهودي بميرد، بر او حرجي نيست؟

آقاي شريعتمداري؛
شما بر مبناي كدام دانش فقهي و حوزوي متعرض محتواي اعلاميه من درباره ضرورت اصلاح قانون مجازات افراد زير 18 سال مي‌شويد؟ شما در كدام مدرسه و مكتب و دانشكده درس فقه و حقوق و علم دين آموخته‌ايد؟ مساله اعدام افراد زير 18 سال مساله‌اي فقهي و حقوقي است كه فقها و حقوقدانان بايد درباره آن نظر دهند و البته هر نظري در اين باره ميتواند مورد نقد علمي هم قرار گيرد نه اينكه مايه لودگي و فحاشي بنام طنزپردازي شود. در فقه اسلامي هيچ ترديدي در اصل قصاص نفس در مورد قتل عمد وجود ندارد مگر آنكه صاحبان حق از آن بگذرند. اما بر مبناي همين فقه، كودكان از مجازات اعدام مستثني هستند. تنها بحث و اختلاف نظر درباره افراد كم سن و سال كه در اصطلاح فقهي و حقوقي غيرمكلفين، غيربالغين و يا «صبي» و كودك ناميده ميشوند اختلاف از نظر ميزان سن آنهاست .

اين مطلب مورد اتفاق همه فقهاي اسلام است كه «صبي» يعني كودك در صورت ارتكاب قتل عمد محكوم به قصاص نفس و اعدام نميشود، بلكه «عاقله» يعني خويشاوند و خاندان وي ديه مقتول را ميپردازند. ليكن چون اخبار و احاديث مربوط به اين موضوع هم تعدادشان اندك و هم مضمونشان متفاوت است موجب اختلاف نظر در مفهوم و مصداق كودك و صبي گرديده است كه آيا منظور از صبي و كودك كيست. برخي فقها با استناد به برخي از احاديث گفته اند منظور از آن افراد زير 15 سال است. برخي روايات به ميزان رشد جسمي فرد مورد نظر اشاره و تاكيد نموده اند و نه به مقدار سن او و حتي قيد وجب راجع به قد وي ذكر شده است. در برخي فتواها به نشانه ها و علائمي از رشد جسمي و جنسي فرد مورد نظر اشاره شده است. نظر ديگر اين است كه بلوغ و كمال فرد تابع شرايط اقليمي و آب و هوايي است و سن بلوغ افراد در مناطق حاره و بارده متفاوت است و مصداق صبي و كودك علي الاغلب افراد زير هجده سال است و نه پانزده سال .

براساس اين واقعيت است كه قوه قضائيه كشور ما تحت رياست فقيهي مطلق و مجتهدي كامل نيز بخشنامه هايي را مبني بر منع اعدام افراد زير هجده به قضات فرستاده و اخيرا پيشنويس لايحه‌اي را در اين باره جهت تصويب تقديم مجلس آماده نموده است و من هم به عنوان يك روحاني نظرم اين است كه در شرايط اقليمي ما كودكان در سنين بالاتر از پانزده سال به بلوغ و رشد همه جانبه ميرسند و مساله آغاز به انجام به اعمال عبادت با مسائل كيفري فرق دارد و لازم است كه قانوني در اين باره تصويب و از اعدام افراد زير هجده سال جلوگيري شود. آيا به نظر شما كيهان نشينان اين ديدگاه امثال بنده و قوه قضائيه ارتباطي به صهيونيسم دارد و آيا شما طرفدار اعدام افراد زير هجده سال هستيد و معتقديد اگر كسي مانند شما فكر نكند از عوامل صهيونيسم است؟! آيا صهيونيستها از اينكه درايران افراد زير 18 سال را اعدام كنند و بتوانند عليه جمهوري اسلامي تبليغ كنند راضي ترند يا اينكه يك روحاني علاقه مند به نظام و يار امام خواستار لغو اين مجازات‌ها شود؟ مگر خداوند متعال در قران مجيد نفرموده است اگر فردي را بناحق بكشند مانند اين است كه همه انسانها را كشته اند و اگر كسي را از مرگ ناحق نجات دهند مثل اين است كه همه انسانها را نجات داده‌اند. ما كي ميخواهيم به اين آيات رحمت الهي عمل نموده و از خشونت دوري كنيم؟ شما چرا و چگونه به خودتان اجازه ميدهيد كه به افراد مومن و مسلمان برچسب نامسلماني و صهيونيسم بزنيد، مگر شما چه كاره‌ايد و چه جايگاهي داريد؟

در گذشته بسياري از مسائل بوده كه واجب يا حرام بوده ولي با تحقيقات جديد و فتواي علما غيرواجب و يا حلال شده است. مثل احكام بئر و كشيدن آب آلوده به نجاست چاه و نيز مانند ماهي‌هاي خاوياري كه تا انقلاب حرام نبود بعد از انقلاب با فتواي امام و برخي ديگر از مراجع حليت آن اعلام شد و نيز مانند مساله مهم حق راي زنان كه قبل از انقلاب يكي از محورهاي اعتراض علما بود ولي بعد از انقلاب، زنان هم حق راي دادن و هم حق نامزد شدن در انتخابات را پيدا كردند. پس ماهيت متكامل فقه و پويايي آن هرگز با اين بضاعت علمي شما نميتواند مورد ترديد باشد و در واقع دليل بر آشفتگي شما از اين اعلاميه نيست. آنچه علت پرده دري شماست ترس از انتخابات آينده است كه شما در فرآيند اين انتخابات كيهان را به ارگان نامزدي خاص بدل كرده‌ايد و به نام انتشار اخبار دولت به تريبون رئيس دولت تبديل شده‌ايد و آرزوي تمديد اين دوره را در سر مي پرورانيد و برخلاف مشي رهبري، روزنامه اي كه از اموال عمومي است را به ارگان فردي تبديل كرده ايد و با مشاهده اقبال مردمي در صف مقابل آشفته خاطر مي شويد و چنين بيتابانه عنان از كف ميدهيد و دشنام ميدهيد. شگفتا كه در رژيم شاه اعضاي سابق حزب توده، رستاخيزي و ساواكي ميشدند و به شكنجه و آزار مبارزان انقلابي و زندانيان سياسي مي پرداختند و پس از انقلاب اسلامي برخي افراد كه سابقه وابستگي به گروه‌هاي ضدانقلاب را داشتند لباس مطبوعاتي ميپوشند و با تلون و نفوذ در برخي مطبوعات (كه به بيت‌المال متكي هستند) به ياران امام و انقلاب توهين ميكنند. روزي دگرانديشان و روشنفكران، دگر روز چهره‌هاي ملي و مذهبي، گاهي بزرگان اقوام و مذاهب و مكاتب مسلمان و جايي حتي بيت امام خميني و نوه محترم وي را هتك حرمت ميكنند. بدين ترتيب گويي كيهان به پايگاه ترويج خشونت و تفرقه و فرقه‌گرايي تبديل شده است .

شما با اين شيوه، ريشه در كدام راه داريد؟ آيا راه امام و رهبري و اسلام رحماني فرسنگها از بيراهه شما دور نيست؟ آيا از آن زنان مومنه‌اي كه با نگارش اخبار كذب و مقالات دروغ در كيهان حريمشان را شكسته‌ايد و در برخي پرونده‌هاي شبه قضايي براي ايشان پاپوش دوخته ايد، حلاليت طلبيده ايد؟ آيا روي ديدار با ارواح طيبه علما و فقهايي كه بدانها توهين كرده ايد را داريد؟ 

انتخابات رياست جمهوري 22 خرداد 88 آزمون ملي ايرانيان است. هر كس كه بتواند خدمتگزار ملت باشد از حق ثبت نام در اين انتخابات برخوردار است و تاكنون نيز چهار نفر بيشتر اعلام آمادگي نكرده‌اند. قانون هم وظيفه همه نهادها را روشن كرده است. روزنامه كيهان به عنوان بخشي از بيت‌المال بايد طبق قانون تابع سنتي باشد كه اموال عمومي تابع آناند و آن بيطرفي است. چرا كيهان هر روز عليه دو نامزد انتخابات 22 خرداد – كه هر دو يار امام بوده‌اند – پرده دري ميكند و براي نامزد سوم سينه دراني؟ روزنامه كيهان به چه حقي هر روز عليه مهندس ميرحسين موسوي و اينجانب مقاله و خبر مينويسد و جعل ميكند و تهديد ميكند كه مراجع صلاحيت دار به حسابم ميرسند؟ مگر شما وكيل مدافع آن مراجع يا مامور مخفي آنها هستيد كه اينگونه از عالم غيب خبر ميدهيد؟

آقاي شريعتمداري؛
درست است كه در انتخابات سال 1384 حق خود را پايمال يافتم اما اين شب انتخابات از آن شبها نيست كه هنوز نيمه شب فرا نرسيده و صفحه روزنامه كيهان به ساعت 10 شب نرسيده و صندوق راي جمع نشده و شمرده نشده باشد و شما در تيتر اول روز بعد خبر از رتبه بندي نامزدها بدهيد و نفر اول و دوم و سوم را تعيين كنيد و سوداي سونامي احمدي نژاد سر دهيد. در اين چهارساله كه روزنامه اعتماد ملي را منتشر كرده‌ام دقيقا ميدانم كه صفحه اول روزنامه چه زمان بسته ميشود و اخبار غيبي چگونه به مديرمسوول ميرسد .

مرا به بي سوادي متهم كرده‌ايد. نميدانم شما در كدام مدرسه و دانشكده و حوزه درس خوانده ايد. اما از شما با آن آرشيو غني اطلاعاتي و امنيتي در موسسه كيهان (كه در آن ابعاد زندگي همه افراد مورد نظرتان مضبوط است) بعيد است كه ندانيد و نتوانيد پوشه مربوط به اينجانب را بيابيد تا بفهميد كه مهدي كروبي دانش آموخته دانشگاه تهران پيش از انقلاب اسلامي بوده و افتخار كسب اجازات علمي و اجتهادي متعدد از مراجع معظم تقليد و اساتيد كهن سال حوزه علميه قم و تهران را در كارنامه خود دارد. مگر آنكه بگوييد اين مدارك را هم ديده ايد و براي آن اساتيد نيز احترامي قائل نيستيد و اين البته خود عذر بدتر از گناه است كه به مقام امامت امت و رهبري انقلاب اسلامي امام خميني اهانت ميكنيد كه به فرد به زعم شما بيسوادي چون من اين همه احكام متعدد داده اند. ياران مرا نفوذي نام نهاده‌ايد. در ميان ياران من به جز افراد خدوم بسياري از ياران و نزديكان امام عزيز حاضرند. نميدانم شما در عمر خويش اصلا امام را از نزديك ديده‌ايد يا نه؟

برنامه شما تلاش براي اختلاف افكندن ميان من و يارانم است تا با اتهامات واهي از قبيل اتصاف به صهيونيسم از پيگيري حقوق شهروندان و اصلاح قواعد حكمراني منصرف شويم. اما بدانيد اين اهداف نه انتخاباتي كه ذاتي من در زندگي است و شهادت ميدهم كه هيچ حرفي را نميزنم مگر آنكه بدان از عمق جان باور داشته باشم و هيچ تصميمي را نميگيرم مگر آنكه مشورت كرده باشم. پس بدانيد كه هم ميخوانم و هم مينويسم به خصوص روزنامه كيهان را كه در دوره حضرتعالي كارنامه‌اي سياه در توهين به نخبگان را از خود بر جاي نهاده است .

آقاي شريعتمداري؛
در پايان به شما تذكر ميدهم و نصيحت ميكنم كه به خود آييد و حد نگه داريد و اجازه دهيد ملت از حق انتخاب خود بدون تلقين و تخريب بهره ببرند .

فاعتبروا يااولوالالباب والسلام علي من اتبع الهدي
مهدي كروبي 


پیشینه خبر: روزنامه کیهان چه نوشته بود؟
کیهان در شماره چهارشنبه گذشته خود با انتشار دو مطلب یکی در قالب سرمقاله و دیگری در قالب ستون طنز «گفت و شنود» به مهدی کروبی تاخت. با آن که سرمقاله کیهان در آن روز از لحنی تند و گزنده و گاه موهن برخوردار بود؛ اما ستون طنز این روزنامه نمونه‌ای تمام‌عیار از آن چیزی است که این روزها «تخریب انتخاباتی» خوانده می شود و از سوی تمام بزرگان و مراجع به صراحت مذموم شناخته شده است.

متن کامل ستون گفت و شنود آن روز کیهان علیه مهدی کروبی به شرح زیر بود:

سواد (گفت و شنود)
گفت: آقای کروبی یک بیانیه صادر کرده و در آن خطاب به جمهوری اسلامی ایران نوشته است: اعدام کودکان را متوقف کنید!
گفتم: این «لاطائلات» را چه کسی در دهان «شیخ اصلاحات»! گذاشته است؟! فقط اسرائیل به ایران اسلامی این تهمت ها را می زند.
گفت: حتما همان پیاده نظام های رژیم صهیونیستی که این روزها اطراف کروبی پرسه می زنند این لاطائلات را نوشته اند!
گفتم: مگر شیخ اصلاحات سواد خواندن و نوشتن ندارد که بیانیه اسرائیل را به نام او صادر نکنند؟!
گفت: چه عرض کنم؟ شاید سواد خواندن دارد ولی سواد نوشتن ندارد! یا نوشتن بلد است و خواندن نمی داند یا هر دو را دارد یا هیچکدام را ندارد! یا...
گفتم: قاضی از متهم پرسید سواد داری؟ جواب داد سواد نوشتن دارم ولی سواد خواندن ندارم! قاضی با تعجب یک تکه کاغذ به او داد و گفت چند جمله بنویس و متهم چند خط کج و کوله کشید و به دست قاضی داد. قاضی با تعجب نگاه کرد و ورقه را دست متهم داده و گفت؛ خودت بخوان ببینم چی نوشته ای؟ و متهم جواب داد؛ آقای قاضی! عرض کردم که من فقط سواد نوشتن دارم، سواد خواندن ندارم! 

سرمقاله مذکور روزنامه کیهان علیه آقای کروبی را نیز می‌توانید [اینجا] بخوانید.

اخبار مرتبط:
نامه تند و صریح کروبی به آیت‌الله جنتی [
اینجا]
نامه بی‌سابقه مهدی کروبی به سرلشگر فیروزآبادی [
اینجا
نامه بی‌سابقه کروبی به وزیر اطلاعات [
اینجا]

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت9:8توسط شورای نویسندگان | |